تو نزدیکی

لحاف را می کشم روی سرم تا تاریکی مطلق، مطلق باشد. تا حتی سایه ی ماه را هم نبینم. لحاف را می کشم روی سرم تا فقط من باشم. هیچ کس دیگری نباشد. نه دیوار نه پرده نه ستاره. این جا هم هستی. اصلا شاید لحاف را روی سرم کشیدم که فقط من باشم و فقط تو باشی. شاید رو در رو باشیم، من و تو. ای حاضری که غایب نیست! 

/ 1 نظر / 5 بازدید
نس

ازین حسا رو بینهایت بار تجربه کردم و بی نهایت دوستش دارم....